أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

691

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

در فتح قلاع خاصيت ماه نو و ظفر را هميشه در جلو دارند ؛ متوجّه تنبيه آن جماعت شد ، و قلعهء آسمان پيوند تفليس را به سهولت و آسانى تمام مفتوح و جمع كثيرى را معرض تيغ آبدار ؛ و به‌قدر هشتاد هزار كس از صغار و كبار را اسير و گرفتار نموده در كوچه و بازار به معرض بيع و شراء درآوردند . جمعى از بزرگان آن جماعت به اتّفاق پسر اركلى خان فرار نموده به قوم روسيه پناه بردند ، خورشيد كلاه ايشان را مورد عاطفت و الطاف فرموده مراسله به پادشاه غفران‌پناه نوشت و درخواست استرداد اموال و اسرا نمود ، و در آن مراسله دم از مردى و مردانگى زده ؛ نگاشته بود كه : اگر قبول نكنند مستعدّ حرب سلطانى باشند . پادشاه در جواب نوشت كه : اگرچه آن خورشيد كلاه در مبارزت روميان دلير ، و به رو به بازى در مصاف آن فرقه شيرند ، لكن از اين معنى غافلند كه : شعر « 1 » گربه شير است در گرفتن موش * ليك موش است در مصاف پلنگ فتنهء خوابيده را بيدار كردن ، و سرود ياد مستان آوردن ، و غازيان قزلباشيه و دليران ايران را قياس به روميان نمودن خالى از طريقهء عقل و دانش است ، و همين مرحله را غنيمت شمارند كه به دنبال مرغ پر شكسته و صيد از دام جسته متوجّه آن سمت نشده ، و آن مملكت را لگدكوب سم ستور دليران ننموده‌ايم ، جماعت گرجيه از كمينهء رعاياى اين سركارند ، گوشمالى ايشان

--> ( 1 ) شعر : در « د » نيامده است .